باور کن زخم را
-
اندازه متن
+
باور کن زخم را
وقتی بر تن درخت
شکوفه میدهد
و دهان باز میکند به بلعیدنِ برفها
باور کن زخم را
وقتی بر تن درخت
شکوفه میدهد
و دهان باز میکند به بلعیدنِ برفها
دستهای کوچک تو مثل برف لای انگشتهایم ذوب میشوند. چشمهایت را نبند وقتی تو را میبوسم. چشمهایت دو دریچه به…
ما در زخمی بزرگ بزرگ شدیم همچون جنازههایی که به خاک پناه میبرند پناه بردیم به تختخوابهایمان و زخمها را…

