باور کن زخم را
-
اندازه متن
+
باور کن زخم را
وقتی بر تن درخت
شکوفه میدهد
و دهان باز میکند به بلعیدنِ برفها
باور کن زخم را
وقتی بر تن درخت
شکوفه میدهد
و دهان باز میکند به بلعیدنِ برفها
بیدار شدم حفرهای در کنارم دراز کشیده بود به آشپزخانه رفتم حفرهای داشت چای دم میکرد حفرهای با مهربانی مرا…
صدای رفتنت صدای خرده شیشه است صدای استخوان است صدای دستیست که باز میشود به سوی آفتاب اما خونآلود بسته…

