گفتم ز حديث رخ تو ای دلجو
-
اندازه متن
+
گفتم ز حديث رخ تو ای دلجو
گفتا سخنی به خلق گورویارو
گفتم چو پسندشان نباشد؟ گفتا:
بی واهمه می گوی که او گفت بگو
گفتم ز حديث رخ تو ای دلجو
گفتا سخنی به خلق گورویارو
گفتم چو پسندشان نباشد؟ گفتا:
بی واهمه می گوی که او گفت بگو
توفیر ندادهای الف را از جیم ذره نگریخته ز شیطان رجیم
بادت به جگر زهرت این…
دیدی که چه گشت کار آن گل اندام با آنهمه وعده اش اشارت سوی جام
طوفان…

