سیل سخنم به جان میانگیزدشان
-
اندازه متن
+
سیل سخنم به جان میانگیزدشان
نقش از همه تار و پود می ریزدشان
از ره بدر اندازدشان، لیکن باز
چون غل به سرگردنم آویزدشان
سیل سخنم به جان میانگیزدشان
نقش از همه تار و پود می ریزدشان
از ره بدر اندازدشان، لیکن باز
چون غل به سرگردنم آویزدشان
گفتم که: جهان را سبک و سنگین است. گفتا: چو جهان چنین بود شیرین است.
گفتم…
ابجد کسی رو به حرف شیطان ننهشت خشتی چو نهادی بنه آن دیگر خشت
در راهت…

