آمد بسوی مسجد زاهد مردی
-
اندازه متن
+
آمد بسوی مسجد زاهد مردی
و آمد به سوی میکده می پروردی
این جام همی گرفت و آن نوحه به کف
هردو ز پی خلاص جان از دردي
آمد بسوی مسجد زاهد مردی
و آمد به سوی میکده می پروردی
این جام همی گرفت و آن نوحه به کف
هردو ز پی خلاص جان از دردي
گفتم صنما عمر منی، برد شتاب گفتم: تو چنان بخت منی، رفت به خواب
گفتم: همه…
بنشین به غم خود نفسی بر لب جوی می خور به تمنای بتی غاليه موی
با…

