گفتم: مگر از مهرش دل برگیرم
-
اندازه متن
+
گفتم: مگر از مهرش دل برگیرم
مهر دگری جویم و دلبر گیرم
خندید و به من گفت که: این نیز بگو
رنجوری خویش باید از سر گیرم
گفتم: مگر از مهرش دل برگیرم
مهر دگری جویم و دلبر گیرم
خندید و به من گفت که: این نیز بگو
رنجوری خویش باید از سر گیرم
گاویست زمانه تیز شاخش بر سر پتیاره سگیست عمر از سوی دگر،
آزاده چه می کند…
پای آبله مردیام بر در به نیاز ببریده بیابان به در، از راه دراز
در زمره…

