آکادمی پلیکان

گفتم: مگر از مهرش دل برگیرم

- اندازه متن +

گفتم: مگر از مهرش دل برگیرم
مهر دگری جویم و دلبر گیرم

خندید و به من گفت که: این نیز بگو
رنجوری خویش باید از سر گیرم

میانگین امتیازات ۵ از ۵
از مجموع ۱ رای
نویسنده

پوریا پلیکان

و آنچه نمی‌پوسد پوسیدن است

تفکر خلاق
کتاب رمان شب‌های روشن

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پشتیبانی
×