گفتم: مگر از مهرش دل برگیرم
-
اندازه متن
+
گفتم: مگر از مهرش دل برگیرم
مهر دگری جویم و دلبر گیرم
خندید و به من گفت که: این نیز بگو
رنجوری خویش باید از سر گیرم
گفتم: مگر از مهرش دل برگیرم
مهر دگری جویم و دلبر گیرم
خندید و به من گفت که: این نیز بگو
رنجوری خویش باید از سر گیرم
کاری چو نه در گرفت از آن سیر مباش چون زلف بتان به خود گره گیر مباش
گفتم چه دهان گفت چنین جوش مکن گفتم چه میان گفت فراموش مکن
گفتم اگرم حرف…

