آکادمی پلیکان

گفتم چو رسد به بر چو جانش گیرم

- اندازه متن +

گفتم چو رسد به بر چو جانش گیرم
صد بوسه به مهر از لبانش گیرم

چون شد، بنگر، چو درکنارم بگرفت
شرمم نگذاشت در میانش گیرم

میانگین امتیازات ۵ از ۵
از مجموع ۱ رای
نویسنده

پوریا پلیکان

و آنچه نمی‌پوسد پوسیدن است

تفکر خلاق
کتاب رمان شب‌های روشن

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پشتیبانی
×