گفتم چو رسد به بر چو جانش گیرم
-
اندازه متن
+
گفتم چو رسد به بر چو جانش گیرم
صد بوسه به مهر از لبانش گیرم
چون شد، بنگر، چو درکنارم بگرفت
شرمم نگذاشت در میانش گیرم
گفتم چو رسد به بر چو جانش گیرم
صد بوسه به مهر از لبانش گیرم
چون شد، بنگر، چو درکنارم بگرفت
شرمم نگذاشت در میانش گیرم
آبم دل هیچ آتش، خاموش نکرد جامم کس را خراب و مدهوش نکرد
افسوس که هر…
دل گفت که: شمع مجلس افروز منم جان گفت: ولیک خان و مان سوز منم
دلدار…

