گفتم چو رسد به بر چو جانش گیرم
-
اندازه متن
+
گفتم چو رسد به بر چو جانش گیرم
صد بوسه به مهر از لبانش گیرم
چون شد، بنگر، چو درکنارم بگرفت
شرمم نگذاشت در میانش گیرم
گفتم چو رسد به بر چو جانش گیرم
صد بوسه به مهر از لبانش گیرم
چون شد، بنگر، چو درکنارم بگرفت
شرمم نگذاشت در میانش گیرم
گفتم: چه کند با من موی سیهش گفتا: به من آر تا گشایم گرهش
گفتم که…
چشمم نه بدو که من در او مینگرم راهم نه بر او که من بر او میگذرم

