گفتم چو رسد به بر چو جانش گیرم
-
اندازه متن
+
گفتم چو رسد به بر چو جانش گیرم
صد بوسه به مهر از لبانش گیرم
چون شد، بنگر، چو درکنارم بگرفت
شرمم نگذاشت در میانش گیرم
گفتم چو رسد به بر چو جانش گیرم
صد بوسه به مهر از لبانش گیرم
چون شد، بنگر، چو درکنارم بگرفت
شرمم نگذاشت در میانش گیرم
گفتا ز تو ای عاشق چون میگذرم گفتم که تو را همسفر آید نظرم
گفتا من…
بنشست به در ز پرده ، می خورده و مست چشمش چو به من فتاد در پرده نشست.
…

