او را به هزار گونه آراستهام
-
اندازه متن
+
او را به هزار گونه آراستهام
بروی همه افزوده ز خود کاستهام
چون نام لبش بر لب من میگذرد
آزرده بماند که چرا خواستهام
او را به هزار گونه آراستهام
بروی همه افزوده ز خود کاستهام
چون نام لبش بر لب من میگذرد
آزرده بماند که چرا خواستهام
آنانکه عبث نه گفت و گو تو کنند بی تو شنده نه روی به کوی تو کنند
خواهم گریزم، در بستهست قفس خواهم که بمانم، ندهد دل به هوس
خواهم به تو در…

