او را به هزار گونه آراستهام
-
اندازه متن
+
او را به هزار گونه آراستهام
بروی همه افزوده ز خود کاستهام
چون نام لبش بر لب من میگذرد
آزرده بماند که چرا خواستهام
او را به هزار گونه آراستهام
بروی همه افزوده ز خود کاستهام
چون نام لبش بر لب من میگذرد
آزرده بماند که چرا خواستهام
یاران موافقی که از جوش شدند دوشینه به گفت و گو خاموش شدند
در حیرتم و…
گر زود سخن کنم و گر دیر کنم میکوشم من که در تو تاثیر کنم
من…

