یک مرد پدید آمد بس دور اندیش
-
اندازه متن
+
یک مرد پدید آمد بس دور اندیش
مرد دگری آمد وارسته ز خویش
باری پس این معرکه دانی که چه شد؟
آزاده نداند ره خود از پس و پیش
یک مرد پدید آمد بس دور اندیش
مرد دگری آمد وارسته ز خویش
باری پس این معرکه دانی که چه شد؟
آزاده نداند ره خود از پس و پیش
گویند «نه دوری که تمنا کنمت» هر شکل برآیی که تماشا کنمت
با این همه پیداست…
شیطان به در تو کوفت، بگریز از او! بیهوده به دل هیچ نيانگيز از او
من…

