یک مرد پدید آمد بس دور اندیش
-
اندازه متن
+
یک مرد پدید آمد بس دور اندیش
مرد دگری آمد وارسته ز خویش
باری پس این معرکه دانی که چه شد؟
آزاده نداند ره خود از پس و پیش
یک مرد پدید آمد بس دور اندیش
مرد دگری آمد وارسته ز خویش
باری پس این معرکه دانی که چه شد؟
آزاده نداند ره خود از پس و پیش
یک روز ز مردمی امانی جستیم روز دگر از امان نشانی جستیم
دانی چه به کف…
سر در پس زانویم و دل بر سر دست اندیشه که روزگار چونم بشکست
من دانم…

