یک مرد پدید آمد بس دور اندیش
-
اندازه متن
+
یک مرد پدید آمد بس دور اندیش
مرد دگری آمد وارسته ز خویش
باری پس این معرکه دانی که چه شد؟
آزاده نداند ره خود از پس و پیش
یک مرد پدید آمد بس دور اندیش
مرد دگری آمد وارسته ز خویش
باری پس این معرکه دانی که چه شد؟
آزاده نداند ره خود از پس و پیش
هر رنگ کاشارتی ز حالی باشد ای بس که نه حاکی از کمالی باشد
هر روز…
شاداب گلی بودم و افسرد مرا آنگاه به مینائی بسپرد مرا
بنشست رها زمن ولی در…

