در بست که هیچکس نکوبد به درش
-
اندازه متن
+
در بست که هیچکس نکوبد به درش
اما زره منظر بنمود سرش
تا بیشترش دوست بدارند این کرد
تا کس سوی دیگر نیفتد نظرش
در بست که هیچکس نکوبد به درش
اما زره منظر بنمود سرش
تا بیشترش دوست بدارند این کرد
تا کس سوی دیگر نیفتد نظرش
گفتم: چه کنم بر زبر موج دچار؟ گفت الحذر از نگاه آن افسونکار!
گفتم: مفری؟ گفت:…
گفتا بنشین و قصه گوی از هر باب با سینه آتشین و با چشم پرآب
گفتم…

