در بست که هیچکس نکوبد به درش
-
اندازه متن
+
در بست که هیچکس نکوبد به درش
اما زره منظر بنمود سرش
تا بیشترش دوست بدارند این کرد
تا کس سوی دیگر نیفتد نظرش
در بست که هیچکس نکوبد به درش
اما زره منظر بنمود سرش
تا بیشترش دوست بدارند این کرد
تا کس سوی دیگر نیفتد نظرش
با رنگ گلم بود سر و سودایی از طعن بدان نه در رهش پروایی
دانی زچه…
تن خسته که من نه بیشمارت بوسم دل رنجه که من نه خسته وارت بوسم
ای…

