در بست که هیچکس نکوبد به درش
-
اندازه متن
+
در بست که هیچکس نکوبد به درش
اما زره منظر بنمود سرش
تا بیشترش دوست بدارند این کرد
تا کس سوی دیگر نیفتد نظرش
در بست که هیچکس نکوبد به درش
اما زره منظر بنمود سرش
تا بیشترش دوست بدارند این کرد
تا کس سوی دیگر نیفتد نظرش
چون آب به آوندم در ریختهاند در گونه ی من رنگ وی آمیختهاند
در من به…
زین بستم رهوار و مرا گفت:بایست باز آمدنت چه بود و رفتن پی چیست؟
چون دادم…

