ابرآمد و باغ شد از او در زیور
-
اندازه متن
+
ابرآمد و باغ شد از او در زیور
آشفته بر او شدند گلها یکسر:
ما همنفسانیم در این باغ، چرا
یک صبح نه بیشتر زید نیلوفر؟
ابرآمد و باغ شد از او در زیور
آشفته بر او شدند گلها یکسر:
ما همنفسانیم در این باغ، چرا
یک صبح نه بیشتر زید نیلوفر؟
از راه برون سوی درون میکشدم در خانه ی من به سیل خون میکشدم
تا آنکه…
کاری چو نه در گرفت از آن سیر مباش چون زلف بتان به خود گره گیر مباش

