گفتم گره از مویش اگر بگشاید
-
اندازه متن
+
گفتم گره از مویش اگر بگشاید
در کارم صد گره ز سر بگشاید
مویش بگشود، لیک غافل که در آن
باشد گروهی کاو نه دگر بگشاید
گفتم گره از مویش اگر بگشاید
در کارم صد گره ز سر بگشاید
مویش بگشود، لیک غافل که در آن
باشد گروهی کاو نه دگر بگشاید
گفتا بنشین و قصه گوی از هر باب با سینه آتشین و با چشم پرآب
گفتم…
زین بستم رهوار و مرا گفت:بایست باز آمدنت چه بود و رفتن پی چیست؟
چون دادم…

