گفتا بنشین و قصه گوی از هر باب
-
اندازه متن
+
گفتا بنشین و قصه گوی از هر باب
با سینه آتشین و با چشم پرآب
گفتم دل افسرده چه گوید؟ گفتا
بشنو سخن نگهت گل را ز گلاب
گفتا بنشین و قصه گوی از هر باب
با سینه آتشین و با چشم پرآب
گفتم دل افسرده چه گوید؟ گفتا
بشنو سخن نگهت گل را ز گلاب
برخاسته باد رقابت آراسته گرد با طعن بدان ز راهت ای مرد، مگرد
سگ را بود…
گفتی ز چه بر دلت غباری گیرد یا آنکه نه جزمن او نگاری گیرد
من نیز…

