گفتا بنشین و قصه گوی از هر باب
-
اندازه متن
+
گفتا بنشین و قصه گوی از هر باب
با سینه آتشین و با چشم پرآب
گفتم دل افسرده چه گوید؟ گفتا
بشنو سخن نگهت گل را ز گلاب
گفتا بنشین و قصه گوی از هر باب
با سینه آتشین و با چشم پرآب
گفتم دل افسرده چه گوید؟ گفتا
بشنو سخن نگهت گل را ز گلاب
آمد به برم دوش نگارم سرکش، گفتا چه ببایدت که دل داری خوش؟
گفتم دستت. گفت…
بر وی به خطا تاختی و آمد و رفت او برد تو در باختی و آمد و رفت
…

