بگشاده کمان، کشیده بر دوش کمند
-
اندازه متن
+
بگشاده کمان، کشیده بر دوش کمند
تا انکه کشاند آسان دربند؟
مسکین دل من، اگر حریفش نبود،
چون خواهم کرد با چنان جور پسند؟
بگشاده کمان، کشیده بر دوش کمند
تا انکه کشاند آسان دربند؟
مسکین دل من، اگر حریفش نبود،
چون خواهم کرد با چنان جور پسند؟
هنوز از شب دمی باقی است، می خواند در او شبگیر و شب تاب، از نهانجایش، به ساحل می زند…
چوپان که عصای دست بگذاشته است. دانی که چرا عربده برداشته است؟
بیچاره اگر زبانش می…

