دردا که دلم با کس همراز نشد
-
اندازه متن
+
دردا که دلم با کس همراز نشد
برمیلم هر کسی همآواز نشد
بستم در بر ظلمت بسیار و لیک
یک درجه رخم ز روشنی باز نشد
دردا که دلم با کس همراز نشد
برمیلم هر کسی همآواز نشد
بستم در بر ظلمت بسیار و لیک
یک درجه رخم ز روشنی باز نشد
در گریه دلم نه یک نفس رست از تو واین بود بهانه ام ز بس مست از تو
…
برخاسته باد رقابت آراسته گرد با طعن بدان ز راهت ای مرد، مگرد
سگ را بود…

