گفتم: کس از غم تو آزاد نشد
-
اندازه متن
+
گفتم: کس از غم تو آزاد نشد
گفتا: چه بس آزاد که دلشاد نشد
گفتم: که منم خراب از جور تو، گفت:
جایی که نشد خراب، آباد نشد
گفتم: کس از غم تو آزاد نشد
گفتا: چه بس آزاد که دلشاد نشد
گفتم: که منم خراب از جور تو، گفت:
جایی که نشد خراب، آباد نشد
دیدم گل را به خنده در وقت سحر گفت چه فراوانش شادی است مگر
گل گفت…
پرسیدم از رود: کت آن نغمه چه بود با /انکه به گوشمال تو دست گشود؟
گفتا…

