عناب خجل از لب عناب تو شد
-
اندازه متن
+
عناب خجل از لب عناب تو شد
بیدار هر آنکه بود در خواب تو شد
گرآتش بود دلی هجر تواش
افکند چنان ز پای کاو آب تو شد
عناب خجل از لب عناب تو شد
بیدار هر آنکه بود در خواب تو شد
گرآتش بود دلی هجر تواش
افکند چنان ز پای کاو آب تو شد
آن وقت که گلها به چمن میخندند از بین هزار گل یکی برکندند
این با که…
گفتم چو رسد به بر چو جانش گیرم صد بوسه به مهر از لبانش گیرم
چون…

