عناب خجل از لب عناب تو شد
-
اندازه متن
+
عناب خجل از لب عناب تو شد
بیدار هر آنکه بود در خواب تو شد
گرآتش بود دلی هجر تواش
افکند چنان ز پای کاو آب تو شد
عناب خجل از لب عناب تو شد
بیدار هر آنکه بود در خواب تو شد
گرآتش بود دلی هجر تواش
افکند چنان ز پای کاو آب تو شد
گویند به پردهام چرا حرف از او چون دارمش آشکار باخيل عدو
دریاست مرا سخن به…
گفتم: چه کند با من موی سیهش گفتا: به من آر تا گشایم گرهش
گفتم که…

