عناب خجل از لب عناب تو شد
-
اندازه متن
+
عناب خجل از لب عناب تو شد
بیدار هر آنکه بود در خواب تو شد
گرآتش بود دلی هجر تواش
افکند چنان ز پای کاو آب تو شد
عناب خجل از لب عناب تو شد
بیدار هر آنکه بود در خواب تو شد
گرآتش بود دلی هجر تواش
افکند چنان ز پای کاو آب تو شد
گل گفت چرا باد نخواندم در گوش برداشت ندا باد چرا ای گل جوش
ابر آمد…
بـا جـاهــلـی و فــلـســفــی افـتـاد خـلافــی چـونـانـکـه بس افـتـد بـه سـر لـفـظ کــرانـه هـر مشـکل کـان بـود بـر…

