دیری است خیالی به سرم میگذرد
-
اندازه متن
+
دیری است خیالی به سرم میگذرد
تاسوی کدام منزلم در سپرد
خام آنکه خبر نیستش از قصه ی من
و او خواهد در پرده ی من راه برد.
دیری است خیالی به سرم میگذرد
تاسوی کدام منزلم در سپرد
خام آنکه خبر نیستش از قصه ی من
و او خواهد در پرده ی من راه برد.
من ندانم با که گویم شرح درد قصهی رنگ پریده، خون سرد؟
هر که با من…
اسباب سخن تا نه مهیاست مگو تا همچو دلت زبان نه گویاست مگو
باید که تو…

