آن را که رهیست ره به کویی نبرد
-
اندازه متن
+
آن را که رهیست ره به کویی نبرد
آبی که رود منت جویی نبرد
من دست ز دامان تو بر می دارم
اما دل من پای به سویی نبرد
آن را که رهیست ره به کویی نبرد
آبی که رود منت جویی نبرد
من دست ز دامان تو بر می دارم
اما دل من پای به سویی نبرد
ول کنید اسب مرا راه توشه ی سفرم را و نمد زینم را و مرا هرزه درا، که خیالی سرکش…
آنانکه عبث نه گفت و گو تو کنند بی تو شنده نه روی به کوی تو کنند

