جان با تن من دوش به دعوا افتاد
کپی نوشته
کپی شد
کپی لینک
کپی شد
۱۴۰۳/۱۰/۳۰
-
اندازه متن
+
جان با تن من دوش به دعوا افتاد
این زاو گله کرد و این گله زاو بگشاد
مسکین دل من که راه بر کوی تو داشت
افتاد و شکست و خون اورفت باد
گل با گل زرد گفت: زرد ارچه نکوست ،
گل با گل زرد گفت: زرد ارچه نکوست ، سرخی د همت که جلوه گیرد رگ و پوست…
نیما یوشیج 
