از دست غمت دست به دستم افتاد
-
اندازه متن
+
از دست غمت دست به دستم افتاد
تا چشم برآن دو چشم مستم افتاد
بر پای شدم که دست بر کار شوم
از کوشش بیشتر شکستم افتاد
از دست غمت دست به دستم افتاد
تا چشم برآن دو چشم مستم افتاد
بر پای شدم که دست بر کار شوم
از کوشش بیشتر شکستم افتاد
بر تو همه افزایم و از خود کاهم خوش تعبیه ایست پیش آن درگاهم
گفتی که…
در شب تیره چو گوری که کند شیطانی وندر آن دام دل افسایش را دهد آهسته صفا، زیک زیک، زیک…

