شاداب گلی بودم و افسرد مرا
-
اندازه متن
+
شاداب گلی بودم و افسرد مرا
آنگاه به مینائی بسپرد مرا
بنشست رها زمن ولی در همه حال
دانستم باز نام می برد مرا
شاداب گلی بودم و افسرد مرا
آنگاه به مینائی بسپرد مرا
بنشست رها زمن ولی در همه حال
دانستم باز نام می برد مرا
یک روز ز مردمی امانی جستیم روز دگر از امان نشانی جستیم
دانی چه به کف…
مارا به یکی موی بیاویختهاند وز قالب ما مسخره ای ریختهاند
در حیرتی این تعبیه از…

