شاداب گلی بودم و افسرد مرا
-
اندازه متن
+
شاداب گلی بودم و افسرد مرا
آنگاه به مینائی بسپرد مرا
بنشست رها زمن ولی در همه حال
دانستم باز نام می برد مرا
شاداب گلی بودم و افسرد مرا
آنگاه به مینائی بسپرد مرا
بنشست رها زمن ولی در همه حال
دانستم باز نام می برد مرا
خواهی که نگردی از ره و رسم درست اندیشه خود درست می دار نخست.
ای هیچ…
آوای تو نیست آنکه گویند بخوان مویند اگر وگر نمویند بخوان
با خلق زمانه دل یکی…

