شاداب گلی بودم و افسرد مرا
-
اندازه متن
+
شاداب گلی بودم و افسرد مرا
آنگاه به مینائی بسپرد مرا
بنشست رها زمن ولی در همه حال
دانستم باز نام می برد مرا
شاداب گلی بودم و افسرد مرا
آنگاه به مینائی بسپرد مرا
بنشست رها زمن ولی در همه حال
دانستم باز نام می برد مرا
چون مست درآید همهاش دلداریست بی مهر شود وقت که در هشیاریست
مستش همه خواهم که…
آیین محبت و وفا رفت که رفت از حلقه ی دوستان جدا رفت که رفت
حسن…

