دلدار به زیر لب بخواند چیزی (1872)
-
اندازه متن
+
دلدار به زیر لب بخواند چیزی
دیوانه شوی عقل نماند چیزی
یارب چه فسونست که او میخواند
کاندر دل سنگ مینشاند چیزی
دلدار به زیر لب بخواند چیزی
دیوانه شوی عقل نماند چیزی
یارب چه فسونست که او میخواند
کاندر دل سنگ مینشاند چیزی
حسودان را ز غم آزاد کردم دل گله خران را شاد کردم
به بیدادان بدادم داد…

