دل از می عشق مست میپنداری (1871)
-
اندازه متن
+
دل از می عشق مست میپنداری
جان شیفتهٔ الست میپنداری
تو نیستی و بلای تو در ره تو
آنست که خویش هست میپنداری
دل از می عشق مست میپنداری
جان شیفتهٔ الست میپنداری
تو نیستی و بلای تو در ره تو
آنست که خویش هست میپنداری
باغ است و بهار و سرو عالی ما مینرویم از این حوالی
بگشای نقاب و در…
ما رخت وجود بر عدم بربندیم بر هستی نیست مزور خندیم
بازی بازی طنابها بگسستیم تا…

