در عشق تو خون دیده بارید بسی (1864)
-
اندازه متن
+
در عشق تو خون دیده بارید بسی
جان در تن من ز غم بنالید بسی
آگاه نی ز حالم ای جان جهان
چرخم به بهانه تو مالید بسی
در عشق تو خون دیده بارید بسی
جان در تن من ز غم بنالید بسی
آگاه نی ز حالم ای جان جهان
چرخم به بهانه تو مالید بسی
تقصیر نکرد عشق در خماری تقصیر مکن تو ساقی از دلداری
از خود گله کن اگر…
شاگرد تو است دل که عشق آموز است مانندهٔ شب گرفته پای روز است
هرجا که…

