در بادیهٔ عشق تو کردم سفری (1852)
-
اندازه متن
+
در بادیهٔ عشق تو کردم سفری
تا بو که بیایم ز وصالت خبری
در هر منزل که مینهادم قدمی
افکنده تنی دیدم و افتاده سری
در بادیهٔ عشق تو کردم سفری
تا بو که بیایم ز وصالت خبری
در هر منزل که مینهادم قدمی
افکنده تنی دیدم و افتاده سری
ماهی که کمر گرد قمر میبندد غمگینم از اینکه خوشدلم نپسندد
چون بیندم او که من…
هر چند که بلبلان گزینند مرغان دگر خمش نشینند
خود گیر که خرمنی ندارند نه از…

