تو سیر شدی من نشدم زین مستی (1822)
-
اندازه متن
+
تو سیر شدی من نشدم زین مستی
من نیست شدم تو آنچه هستی هستی
تا آب ز نا و آسیا میریزد
میگردد سنگ و میزخد در پستی
تو سیر شدی من نشدم زین مستی
من نیست شدم تو آنچه هستی هستی
تا آب ز نا و آسیا میریزد
میگردد سنگ و میزخد در پستی
بیا ای شاه خودکامه نشین بر تخت خودکامی بیا بر قلب رندان زن که صاحب قرن ایامی
با من ای عشق امتحانها میکنی واقفی بر عجزم اما میکنی
ترجمان سر دشمن میشوی ظن…

