تو سیر شدی من نشدم زین مستی (1822)
-
اندازه متن
+
تو سیر شدی من نشدم زین مستی
من نیست شدم تو آنچه هستی هستی
تا آب ز نا و آسیا میریزد
میگردد سنگ و میزخد در پستی
تو سیر شدی من نشدم زین مستی
من نیست شدم تو آنچه هستی هستی
تا آب ز نا و آسیا میریزد
میگردد سنگ و میزخد در پستی
کوتاه کند زمانه این دمدمه را وز هم بدرد گرگ فنا این رمه را
اندر سر…
شیرین سخنی در دل ما میخندد بر خسرو شیرین سخنی میبندد
گه تند کند مرا و…

