تا عاشق آن روی پریزاد شوی (1816)
-
اندازه متن
+
تا عاشق آن روی پریزاد شوی
وانگه هردم چو خاک برباد شوی
دانم که در آتشی و بگذاشتمت
باشد که در این واقعه استاد شوی
تا عاشق آن روی پریزاد شوی
وانگه هردم چو خاک برباد شوی
دانم که در آتشی و بگذاشتمت
باشد که در این واقعه استاد شوی
ای بنده بدان که خواجهٔ شرق اینست از ابر گهربار ازل برق اینست
تو هرچه بگویی…
باز بهار می کشد زندگی از بهار من مجلس و بزم می نهد تا شکند خمار من

