ما را می کهنه باید و دیرینه (1640)
-
اندازه متن
+
ما را می کهنه باید و دیرینه
وز روز ازل تا بابد سیری نه
خم از عدم و صراحی از جام وجود
کان تلخ نه و شور نه و شیرینه
ما را می کهنه باید و دیرینه
وز روز ازل تا بابد سیری نه
خم از عدم و صراحی از جام وجود
کان تلخ نه و شور نه و شیرینه
رفتیم بقیه را بقا باد لابد برود هر آنک او زاد
پنگان فلک ندید هرگز طشتی…
مرا حلوا هوس کردست حلوا میفکن وعده حلوا به فردا
دل و جانم بدان حلواست پیوست…

