ما را می کهنه باید و دیرینه (1640)
-
اندازه متن
+
ما را می کهنه باید و دیرینه
وز روز ازل تا بابد سیری نه
خم از عدم و صراحی از جام وجود
کان تلخ نه و شور نه و شیرینه
ما را می کهنه باید و دیرینه
وز روز ازل تا بابد سیری نه
خم از عدم و صراحی از جام وجود
کان تلخ نه و شور نه و شیرینه
من که حیران ز ملاقات توام چون خیالی ز خیالات توام
به مراعات کنی دلجویی اه…
ز اول که حدیث عاشقی بشنودم جان و دل و دیده در رهش فرسودم
گفتم که…

