جانیست غذای او غم و اندیشه (1621)
-
اندازه متن
+
جانیست غذای او غم و اندیشه
جانی دگر است همچو شیر بیشه
اندیشه چو تیشه است گزافه مندیش
هان تا نزنی تو پای خود را تیشه
جانیست غذای او غم و اندیشه
جانی دگر است همچو شیر بیشه
اندیشه چو تیشه است گزافه مندیش
هان تا نزنی تو پای خود را تیشه
بار دیگر از دل و از عقل و جان برخاستیم یار آمد در میان ما از میان برخاستیم
…

