جانیست غذای او غم و اندیشه (1621)
-
اندازه متن
+
جانیست غذای او غم و اندیشه
جانی دگر است همچو شیر بیشه
اندیشه چو تیشه است گزافه مندیش
هان تا نزنی تو پای خود را تیشه
جانیست غذای او غم و اندیشه
جانی دگر است همچو شیر بیشه
اندیشه چو تیشه است گزافه مندیش
هان تا نزنی تو پای خود را تیشه
آن لاله رخی که با رخ زردم از او وان داروی دردی که همه دردم از او

