آنی که وجود و عدمت اوست همه (1595)
-
اندازه متن
+
آنی که وجود و عدمت اوست همه
سرمایهٔ شادی و غمت اوست همه
تو دیده نداری که باو درنگری
ورنی که ز سر تا قدمت اوست همه
آنی که وجود و عدمت اوست همه
سرمایهٔ شادی و غمت اوست همه
تو دیده نداری که باو درنگری
ورنی که ز سر تا قدمت اوست همه
چو دیوم عاشق آن یک پری شد ز دیو خویشتن یک سر بری شد
چو ناگاهان…
پر ده آن جام می را ساقیا بار دیگر نیست در دین و دنیا همچو تو یار دیگر
…

