گفتم روزی که من به جانم با تو (1581)
-
اندازه متن
+
گفتم روزی که من به جانم با تو
دیگر نشدم بتا همانم با تو
لیکن دانم که هرچه بازم ببری
زان میبازم که تا بمانم با تو
گفتم روزی که من به جانم با تو
دیگر نشدم بتا همانم با تو
لیکن دانم که هرچه بازم ببری
زان میبازم که تا بمانم با تو
ای آنکه گرفت شربت از مشرب ما مستی گردد که روز بیند شب ما
ای آنکه…
من پیر فنا بدم جوانم کردی من مرده بدم ز زندگانم کردی
میترسیدم که گم شوم…

