من بینم آنرا که نمیبینم من (1512)
-
اندازه متن
+
من بینم آنرا که نمیبینم من
وز قند لبش نبات میچینم من
هر چند چو سین میان یاسینم من
یاسین نهلد دمی که بنشینم من
من بینم آنرا که نمیبینم من
وز قند لبش نبات میچینم من
هر چند چو سین میان یاسینم من
یاسین نهلد دمی که بنشینم من
در کوی غم تو صبر بیفرمانست در دیده ز اشک تو بر او حرمانست
دل راز…
امروز چه روز است که خورشید دوتاست امروز ز روزها برونست و جداست
از چرخ بخاکیان…

