من بیرخ تو باده ندانم خوردن (1511)
-
اندازه متن
+
من بیرخ تو باده ندانم خوردن
بیدست تو من مهره ندانم بردن
از دور مرا رقص همی فرمائی
بیپردهٔ تو رقص ندانم کردن
من بیرخ تو باده ندانم خوردن
بیدست تو من مهره ندانم بردن
از دور مرا رقص همی فرمائی
بیپردهٔ تو رقص ندانم کردن
من بودم و دوش آن بت بنده نواز از من همه لابه بود و از وی همه ناز
…
عمرم یکبار زد کناری با تو چون عمر گذشتنیست باری با تو
نی نی غلطم کی…

