ای سنگ ز سودای لبت آبستان (1413)
-
اندازه متن
+
ای سنگ ز سودای لبت آبستان
از سنگ برون کشی تو مکر و دستان
آنجام چو جانیکه بدان کف داری
از بهر خدا از کف مستان مستان
ای سنگ ز سودای لبت آبستان
از سنگ برون کشی تو مکر و دستان
آنجام چو جانیکه بدان کف داری
از بهر خدا از کف مستان مستان
بیا ای رونق گلزار از این سو از آن شکر یکی قنطار از این سو
یکی…
در خاک اگر رفت تن بیجانی جان بر فلک افرازد و شاذروانی
در خاک بنفشهای بپایید…

