من درد ترا ز دست آسان ندهم (1334)
-
اندازه متن
+
من درد ترا ز دست آسان ندهم
دل بر نکنم ز دوست تا جان ندهم
از دوست به یادگار دردی دارم
کان درد به صد هزار درمان ندهم
من درد ترا ز دست آسان ندهم
دل بر نکنم ز دوست تا جان ندهم
از دوست به یادگار دردی دارم
کان درد به صد هزار درمان ندهم
ای بر سر بازاری دستار چنان کرده رو با دگران کرده ما را نگران کرده
ما…
هم دلم ره مینماید هم دلم ره میزند هم دلم قلاب و هم دل سکه شه میزند

