من درد ترا ز دست آسان ندهم (1334)
-
اندازه متن
+
من درد ترا ز دست آسان ندهم
دل بر نکنم ز دوست تا جان ندهم
از دوست به یادگار دردی دارم
کان درد به صد هزار درمان ندهم
من درد ترا ز دست آسان ندهم
دل بر نکنم ز دوست تا جان ندهم
از دوست به یادگار دردی دارم
کان درد به صد هزار درمان ندهم
ای صید رخ تو شیر و آهو پنهان ز کجا شود چنان رو
چندانک توانیش تو…
بیگهان شد هر رفتن سوی روزن ننگری آتشی اندرزنی از سوی مه در مشتری
منگر آخر…

