گفتم که مگر غمت بود درمانم (1297)
-
اندازه متن
+
گفتم که مگر غمت بود درمانم
کی دانستم که با غمت درمانم
او از سر لطف گفت درمان تو چیست
گفتم وصلت گفت بر این درمانم
گفتم که مگر غمت بود درمانم
کی دانستم که با غمت درمانم
او از سر لطف گفت درمان تو چیست
گفتم وصلت گفت بر این درمانم
افتاد دل و جانم در فتنه طراری سنگینک جنگینک سر بسته چو بیماری
آید سوی بیخوابی…

