گفتم که مگر غمت بود درمانم (1297)
-
اندازه متن
+
گفتم که مگر غمت بود درمانم
کی دانستم که با غمت درمانم
او از سر لطف گفت درمان تو چیست
گفتم وصلت گفت بر این درمانم
گفتم که مگر غمت بود درمانم
کی دانستم که با غمت درمانم
او از سر لطف گفت درمان تو چیست
گفتم وصلت گفت بر این درمانم
ای دوست به حق آنکه جان را جانی چون نامهٔ من رسد به تو برخوانی
از…
من بر سر کویت آستین گردانم تو پنداری که من ترا میخوانم
نی نی رو رو…

