گفتم که مگر غمت بود درمانم (1297)
-
اندازه متن
+
گفتم که مگر غمت بود درمانم
کی دانستم که با غمت درمانم
او از سر لطف گفت درمان تو چیست
گفتم وصلت گفت بر این درمانم
گفتم که مگر غمت بود درمانم
کی دانستم که با غمت درمانم
او از سر لطف گفت درمان تو چیست
گفتم وصلت گفت بر این درمانم
ای بهار سبز و تر شاد آمدی وی نگار سیمبر شاد آمدی
درفکندی در سر و…
امشب که شراب جان مدامست مدام ساقی شه و باده با قوامست قوام
اسباب طرب جمله…

