آکادمی پلیکان

گفتم که مگر غمت بود درمانم (1297)

- اندازه متن +

گفتم که مگر غمت بود درمانم
کی دانستم که با غمت درمانم

او از سر لطف گفت درمان تو چیست
گفتم وصلت گفت بر این درمانم

میانگین امتیازات ۵ از ۵
از مجموع ۱ رای
نویسنده

پوریا پلیکان

و آنچه نمی‌پوسد پوسیدن است

تفکر خلاق
کتاب رمان شب‌های روشن

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پشتیبانی
×