رازیکه بگفتی ای بت بدخویم (1239)
-
اندازه متن
+
رازیکه بگفتی ای بت بدخویم
واگو که من از لطف تو آن میجویم
چون گفت به گریه درشدم پس گفتا
وامیگویم خموش وامیگویم
رازیکه بگفتی ای بت بدخویم
واگو که من از لطف تو آن میجویم
چون گفت به گریه درشدم پس گفتا
وامیگویم خموش وامیگویم
دوش آمد بَرِ من آنکه شب افروز منست آمدن باری اگر در دو جهان آمدنست
آنکه…
دوش از طربی بسوی اصحاب شدیم وز غوره فشانان سوی دوشاب شدیم
وز شب صفتان جانب…

