آمد بت خوشعربدهٔ مِیکیشم (1108)
-
اندازه متن
+
آمد بت خوشعربدهٔ مِیکیشم
بنشست چو یک تنگ شکر در پیشم
در بر بنهاد بربط و ابریشم
وین پرده همی زد که خوش و بیخویشم
آمد بت خوشعربدهٔ مِیکیشم
بنشست چو یک تنگ شکر در پیشم
در بر بنهاد بربط و ابریشم
وین پرده همی زد که خوش و بیخویشم
گر تو تنگ آیی ز ما زوتر برون رو ای حریف کز ترش رویی همیرنجد دلارام ظریف
بر سر ره دیدمش تیزروان چون قمر گفتم بهر خدا یک دمه آهسته تر
یک دم…

