مهمان توایم ما و مهمان سماع (1051)
-
اندازه متن
+
مهمان توایم ما و مهمان سماع
ای جان معاشران و سلطان سماع
هم بحر حلاوتی و هم کان سماع
آراسته باد از تو میدان سماع
مهمان توایم ما و مهمان سماع
ای جان معاشران و سلطان سماع
هم بحر حلاوتی و هم کان سماع
آراسته باد از تو میدان سماع
گر باد بر آن زلف پریشان زندت مه طال بقا از بن دندان زندت
ای ناصح…
سری برآر که تا ما رویم بر سر عیش دمی چو جان مجرد رویم در بر عیش

